راه های روزمره برای آموزش خدا به کودکان

راه های روزمره برای آموزش خدا به کودکان
ویتنی هاپلر
(2005)

مانند بسیاری از والدین، شما می خواهید با فرزندانتان، اصول مهم معنوی را به اشتراک بگذارید. اما پیدا کردن وقت کافی برای آماده شدن و آموزش درس های رسمی در مورد همه چیزهایی که می خواهید در مورد خداوند به آنها بگویید، چالش آور است. خبر خوب این است که شما می توانید آرام باشید. بچه های شما در مورد خدا در تجربیات روزمره ای که با هم به اشتراک می گذارید، بسیار یاد خواهند گرفت، اگر یاد بگیرید که چگونه قدر این لحظات آموزشی را بدانید.

در اینجا چگونگی استفاده از تجربیات روزمره برای تدریس خدا به فرزندان را یاد آور می شویم:

مواد تشکیل دهنده یک لحظه قابل آموزش را شناسایی کنید. بدانید که یک لحظه قابل تعمق – زمانی که شما با یکی از فرزندان خود هستید و چیزی اتفاق می افتد که فرصتی را برای شما فراهم می کند تا چیزی درباره خدا بگویید – نیاز به سه ماده دارد: یک پیوند دوستانه بین والدین و کودک، یک کاتالیزور (علت اینکه چرا آن لحظه آموزشی در آن زمان و مکان دارد

 رخ می دهد) و یک واقعیت خاص کتاب مقدس که توسط کاتالیزور نشان داده شده است.
در دسترس باشید.

 درک کنید که فرزندانتان نیاز دارند و می خواهند زمان زیادی را با همسرتان و شما بگذرانند و برای ایجاد روابط سالم با آنها، شما باید آنها را اولویت اول برنامه خود قرار دهید. با افسانه ای که می گوید گذراندن  “وقت با کیفیت” با آن ها بهتر است از زمان زیادی صرف کردن ، سقوط نکنید. درک کنید که در میان زمان های معمولی که با بچه هایتان صرف میکنید، لحظات قابل تعمق اغلب ناگهانی اتفاق می افتند. اگر کار یا چیزهای دیگر زمانهایی را که باید با فرزندانتان بگذرانید را تلف میکند، اولویت های خود را تغییر دهید. تا جایی که ممکن است به بودن در کنار فرزندانتان متعهد باشید تا جایی که آنها اعتقادات خود را در میان زندگی روزمره توسعه دهند.

یک رابطه پرشور با خدا را مدل کنید.

 به فرزندان خود نشان دهید که به خدا احساس دارید. اگر شما این کار را انجام دهید، هنگامی که میخواهید حقایق معنوی

 را آموزش دهید، معتبر خواهید بود و بچه هایتان حس شما را جذب خواهند کرد.
از بچه های خود سوال بپرسید.

 بدانید وقتی از آن ها سوال می پرسید، می توانید در مورد آنها و آنچه که میخواهند بدانند مطلع شوید. بنابراین به جای سخنرانی کردن (که هرگز موثر نیست)، از سؤالات برای ایجاد رابطه با آنها، شروع گفتگوها و تمرکز بر آنچه که بچه ها می خواهند در هر لحظه مشخص بدانند، استفاده کنید. از آنها سوالاتی در مورد مدرسه، رسانه ها، دوستان، خانواده، سرگرمی ها و کلیسا (به ویژه آنچه که آنها در مدرسه ی یکشنبه یا گروه جوانان یاد می گیرند) بپرسید.

یک رابطه نزدیک با هر یک از بچه های خود ایجاد کنید.

هر کاری را که می توانید برای ایجاد و حفظ رابطه مثبت و قوی با فرزندان خود انجام دهید. از علایق مشترک مانند استراحت، بازی، و سرگرمی های مختلف برای ایجاد فرصت هایی برای لحظات آموزشی استفاده کنید. قوانین خانه مبتنی بر کتاب

مقدس را ایجاد کنید و دلایل آنها را به فرزندان خود توضیح دهید.
کودکان را بپذیرید و عشق خود را بی قید و شرط به آن ها بدهید.

بچه های خود را تشویق کنید تا نظرات خود را آزادانه بیان کنند؛ انجام این کار باعث میشود آنها به عقاید شما احترام بگذارند. اجازه دهید خشمگین شوند. هرگز شفاهی یا فیزیکی به کودکان خود حمله نکنید. برای داشتن قدرت پاسخگویی از قدرت روح القدس کمک بگیرید. بدانید که اگر خشم خود را کنترل کنید، فرزندان شما قادر خواهند بود که به شما اعتماد کنند و به طور مداوم و عادلانه به آن چه میگویید عمل کنند. در نتیجه، آنها بهتر به اصول معنوی که در تلاشید به آن ها آموزش دهید احترام میگذارند.

برای پیدا کردن کاتالیزورها برای لحظات آموزشی فعال باشید.

از کاتالیزورهای غیر منتظره ای که روزانه با آن ها مواجه می شوید و از  کاتالیزورهای خود برای انتخاب تجربیات ویژه ای برای شما و بچه هایتان جهت لذت بردن از یکدیگر، استفاده کنید. به عنوان مثال، سنت های تعطیلاتی را ایجاد کنید که به

شما و بچه هایتان فرصت می دهد که در مورد حقایق معنوی مهم صحبت کنید.
درس های خود را مطابق سن کودک انتخاب کنید.

بدانید که دقیقا کودک چقدر می تواند در طول مراحل مختلف رشد (تولد تا سن 4، سنین 5 تا 6، سنین 7 تا 9، سنین 10 تا 12 ساله، سنین 13 تا 15 و سنین 16 تا 18 سال) واقعا خدا را درک کند. پس این مورد را در هنگام استفاده از لحظات آموزشی در ذهن داشته باشید. به کودکانتان فرصت دهید تا حقایق معنوی که سعی کرده اید به آنها آموزش دهید را شرح دهند تا

 اطمینان حاصل کنید که پیام شما را دریافت کرده اند.
حقیقت درست را در لحظه مناسب بیان کنید.

 از خودتان بپرسید: «آیا این حقیقت مطابقت با جو خلق و خوی کنونی ما است»، «آیا برای سن و علایق فرزند من مناسب است»، «آیا می توانیم این موضوع را در چند جمله بیان کنیم یا برای مطالعۀ بیشتر به کتاب مقدس نیاز دارم؟ “آیا فرزند من برای این حقیقت به اندازه کافی بالغ است ، و یا او در آن غرق خواهد شد” و “آیا حقیقت بهتری برای بیان کردن در این لحظه وجود دارد؟” از رادار ارتباطی خود برای تشخیص اینکه آیا این لحظه مناسب است یا نه، استفاده کنید. اگر مطمئن نیستید، سکوت کنید تا از تحمیل درسی که آنها ارزش آن را نخواهند دانست پرهیز شود.

در کلام خدا غرق شوید.

 بدانید که اگر به طور منظم برای خواندن و مطالعه کتاب مقدس زمان صرف می کنید، در حقیقت آن غرق خواهید شد. سپس، هنگامی که می خواهید خدا را به بچه های خود تدریس کنید، حقایق کتاب مقدس به راحتی از کلام شما خارج خواهند شد.

تمایل به آسیب پذیری داشته باشید.

بدانید که بچه هایتان باید درباره شکست های شما و همچنین موفقیت های شما، شک و تردید شما و همچنین پیروزی های ایمان، زمان های تنهایی و شادی شما، و غیره بشنوند. تصویر نادرستی که فرزندانتان نتوانند با آن ارتباط برقرار کند یا آن را اندازه گیری کنند نسازید. به طور صریح و صادقانه افکار و احساسات خود را با آنها به اشتراک بگذارید تا اطمینان حاصل کنند که می توانید با آنها و موقعیت های آنها ارتباط برقرار کنید. هر گاه با اشتباهات خود به آنها آسیب برسانید، خود را گناهکار بدانید و از آنها بخواهید که شما را ببخشند. بگذارید راز و نیاز شما برای آمرزش و فضل خدا و کمک او برای زندگی روز مره را بشنوند.

اجازه دهید بچه های شما از درس هایی که به سختی آموخته اید بهره مند شوند.

بدانید که ممکن است زمان هایی باشد که بچه های شما – به ویژه نوجوانان – درس های ارزشمندی را از شنیدن گناهان گذشته یا تجربه های دردناک شما یاد بگیرند. مایل باشید داستان های خود را با اختیار به اشتراک بگذارید، اگر فکر می کنید آنها می توانند به بچه های شما کمک کنند. با این حال مطمئن شوید که با مسائل مربوطه با صلح روحانی و عاطفی برخورد کنید، پیش ازاینکه در مورد آن ها جر و بحث کنید. به بچه هایتان فرصت دهید تا در مورد آنچه که به آنها می گویید بپرسند و در پاسخ هایتان کاملا صادق باشید. فقط روی منفی ها تمرکز نکنید و به آنها اجازه دهید بدانند که راه های مثبت خدا در اشتباهات و زخم های زندگی شما موثر بوده است.

به یاد داشته باشید وقتی که شما هم سن کودکتان بودید زندگی برایتان چگونه بود.

تواناییتان را برای همدلی و حمایت احساسی از طریق فراخوانی افکار و احساسات خود وقتی هم سن آن ها بودید تقویت کنید. از این اطلاعات برای کمک در عشق ورزیدن به فرزندانتان استفاده کنید.

لحظات جشن را به عنوان نشانگر بلوغ معنوی استفاده کنید.

از طریق جشن های  برجسته مانند غسل تعمید، همبستگی، آماده شدن برای نوجوانی، سلامت جنسی، و مراسم گذر به بزرگسالی و… به بچه های خود کمک کنید که بدانند در این سفرهای معنوی از کجا بوده اند و کجا خواهند رفت. یک مراسم برای نشان دادن این رویداد برگزار کنید. از نمادها (مانند یک حلقه برای نشان دادن اعتماد به وظیفه فرزندتان تا ازدواج جنسی سالم) استفاده کنید تا بطور خاص هر نقطه عطف را به یاد بیاورید. به بچه های خود یک هدیه ویژه بدهید. یک مهمانی را برنامه ریزی کنید. اجازه دهید بچه های شما بدانند که پیشرفت معنوی آنها را تحسین می کنید.

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان کنید.

منتخب نظرات شما درباره این مطلب: