شرکای تربیتی والدین

شرکای تربیتی

با کسانی که در تربیت کودکانمان مشارکت دارند آشنا باشیم

درگذشته زندگی با پدربزرگ و مادربزرگ و قبل‌تر از آن حتی با عموها و عمه‌ها ، برای کودکان فرصت‌های تربیت تکمیلی و نابی را ایجاد می‌کرد که نظیر آن را کمتر می‌توان یافت. وجود آغوش پرمهری که چه در مواقع خشم والدین و چه بی‌حوصلگی آن‌ها برای کودکان باز بود و زمان‌های خالی کودکان را با دنیایی از تجربه‌ی آمیخته به عشق و علاقه پر می‌نمود .

این شرکای تربیتی بخش‌هایی از ذهن و عاطفه‌ی کودکان را با نغمه‌ها و همراهی‌هایی خود در بازی پر می‌کردند که اساساً والدین قادر به تأمین آن نبودند.این وظیفه هم‌اکنون به مهدهای کودک و خاله‌های استخدام‌شده در آن‌ها سپرده‌شده و البته نه مقایسه این دوجهان و نه قضاوت در مورد آن اکنون سود و ثمری ندارد .

چیزی که ولی همچنان باید به آن توجه داشته باشیم وجود شرکای تربیتی است که هم‌اکنون نیز با عنوان خواهر و برادر بزرگ‌تر  و یا سایر بزرگ‌ترهایی که در زیر یک سقف با کودک ما زندگی می‌کنند و فرزندان دوستان و آشنایان ما که رفت‌وآمد خانوادگی دارند و البته خاله‌های مهدکودک‌ فرزندمان وجود دارند .

طرح موضوع توجه به حضور این شرکای تربیتی به دلیل هشدار برای احتمال مخاطرات پیش رو انجام نمی‌شود زیرا در بیشتر مواقع نقش آن‌ها مثبت و به‌خصوص در گرفتاری‌های معمول والدین گاهی لازم می‌آید اما والدین باید توجه داشته باشند که در انتقال مفاهیم حساسی چون خداوند و در ایجاد ارتباط خالص و بی‌شائبه‌ای از عشق به خالق هستی ، همسویی این شرکای تربیتی از اهمیت زیادی برخوردار است. و هر چه سن کودک افزایش می‌یابد این ضرورت جدی‌تر و تعیین‌کننده‌تر می‌گردد.

لذا لازم است در این زمینه حساس بوده و اعضای خانواده خود را در این موضوع ارزیابی و توجیه نماییم و در مهد کودک‌ هایی که فرزند خود را می‌فرستیم به ‌روشنی مواضع خود را مطرح و یادآوری نماییم.

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان کنید.

منتخب نظرات شما درباره این مطلب: